يارانه هايي براي حذف شدن !!!!!
اگر يك روز خبردار شديد كاغذ سهميه به طور كلي از برنامه دولت حذف شد و ديگر چيزي به نام سهميه كاغذ وجود ندارد و ... راستي چه اتفاقاتي مي افتد؟ لطفا يك دقيقه سكوت كرده به اين موضوع مهم فكر كنيد بله حق با شماست از فرداي همان روز ۸۶ درصد از ناشران موجود در ليست ارشاد به دنبال كار اصلي شان مي روند / حدود ۹۲ درصد از هفته نامه هاي انحصار وراثت استاني تعطيل مي شوند / ۹۸ درصد از روزنامه هاي سراسري در قطع بليت شركت واحد چاپ مي شود / صنعت شريف كتابسازي با مشكل تنفسي روبه رو مي شود / صاحبان ويژه نامه ها و بولتن ها و خبرنامه هاي داخلي به CCU مي روند تمام روزنامه ها جز آگهي و آگهي رپرتاژ چيزي چاپ نمي كنند حتي مصاحبه با مقامات و مسائل مهم كشور به صورت آگهي يا خبر چاپ مي شود آن هم با قيمت گزاف و...
چه خوب است اگر بيايند سهميه كاغذ را عمومي كنند مثل سهميه قند و شكر و برنج و روغن نباتي و برايش شوراي اقتصاد كالابرگ مشخص نمايد تا همه افراد مملكت از اين يارانه به طور مساوي برخوردار شوند. حال اگر خانواده اي نويسنده و شاعر داشت ببرد كتاب چاپ كند يا اصلا بفروشد در بازار آزاد و به جايش پول نقد بگيرد و از پيشرفت صنعت كتابسازي جلوگيري نمايد و اگر اهل قلم نيست مثل كوپن فروش ها سرچهارراه بايستد و كوپن يا به قول فرهنگستاني ها كالابرگش را بفروشد اين يعني عدالت!
در كشورمان كتاب با تيراژ هزار و سه هزار و ندرتاً پنج هزار چاپ مي شود و آن پنج هزار هم گاهي مشكوك مي زند يا پز نويسنده است براي كوري چشم حسود يا ابتكار ناشر است براي گرمي بازار و اخذ سهميه كاغذ طبق مثل معروف بنويسيم ۵ هزار بچاپيم يك هزار! امروزه ناشران از تيراژ بالا نيز مي هراسند چون به كاغذ و فيلم و... زياد نياز دارد و از آنجايي كه ناشر به آينده حرفه خود اميدوار نيست و هر لحظه بيم ورشكستگي دارد لذا به تيراژ زياد دلخوش نيست .در روزگاري كه وزارت كشاورزي خيار و خربزه كشاورزان را بيمه مي كند آن هم در برابر سيل و قحط سالي و عدم فروش ،چرا وزارت ارشاد و مسئولان فرهنگي نسبت به بيمه توليدات فرهنگي بي توجه هستند .يك ضرب المثل من درآوردي مي گويد: انبارها سرشار از كتاب هايي است كه هنوز لايشان باز نشده است!!!!!!!!
