معرفی صاحب هر اثر، افکار، زندگی و سایر آثار او ضمن اینکه شناخت بیشتری  برای خواننده فراهم می کند، موجب برقراری ارتباط بهتر و مؤثرتر خواننده با اثر خواهد شد.

شاید اهل کتاب،  بسیار با آثاری مواجه شده باشند که خالق آنها تنها در حد یک نام معرفی شده  باشد و چه بسا پس از مطالعه اثر بنا به دلایل مختلف خواهان کسب اطلاعاتی بیشتر درباره خالق اثر باشند، ولی مسلماً این اطلاعات را از طریق همان اثر به دست نخواهند آورد، در مورد اکثر آثار چاپ ایران که این مسئله صدق می کند.

به نظر می رسد، این مسئله حذف پدیدآورنده تا حد زیادی به فرهنگ ایرانی باز می گردد. برای مثال به مقایسه انواع آثار منتشره به زبانهای لاتین و فارسی بپردازید. اکثر مقالات منتشره در نشریات لاتین همراه با شرحی درباره تجربیات، زمینه کاری و سایر آثار نویسنده، تصویری از وی و حتی امکانات ارتباطی نظیر تلفن، نشانی و حتی اخیراً پست الکترونیکی پدیدآورنده است. به ندرت پیش می آید که بخشی از یک کتاب لاتین به معرفی کامل خالق آن نپرداخته باشد. در کتابهای ترجمه به فارسی چاپ قدیم هم این مسئله تا حدی رعایت می‌شد، ولی در حال حاضر کمتر ناشرینی هستند که به این شیوه اطلاع رسانی پایبند باشند.

حتی در محملهای نوین اطلاعاتی زمان حال – سایت‌های اینترنتی - نیز این تفاوت فرهنگ ایرانی با سایر فرهنگها را به وضوح  مشاهده می‌کنید. در حالی که معرفی بانیان و طراحان سایتهای خارجی، بخش ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است، در سایتهای ایرانی تا حد امکان از داشتن چنین بخشی پرهیز می شود.

            به نظر می‌رسد، پدیده حذف پدیدآورنده در فرهنگ ایرانی، بازتابی از روحیات و مسائل اجتماعی ایرانی جماعت باشد. جماعتی که حرفی برای گفتن دارد، عقیده و نظری برای مطرح کردن دارد، ولی قرنها به دلایل مختلف از جمله محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی، ترجیح داده است، سکوت را برگزیند، در لوای نامی دیگر ظاهر شود، خودسانسوری کند یا با استفاده از فنون مختلف در پس پرده سخن بگوید و در نهایت کمتر شناخته شود.

نتیجه اینکه، آنچه در فرهنگ ایرانی مطرح است، اثر است نه خالق آن. اگر که می بینید در شناسنامه کتابخانه‌ای اثری (کارت فهرستنویسی کتاب) نام پدیدآورنده، سرشناسه و مدخل واقع شده است، تنها به این دلیل است که اساساً الگوی شناسنامه کتابها و آثار، فرهنگ و الگویی وارداتی است که استانداردهای آن در آمریکا و انگلیس تدوین می شود و ارتباطی به فرهنگ نشر ایرانی ندارد.

            نظر و قضاوت درباره اینکه این نوع اطلاع‌رسانی در فرهنگ نشر ایرانی تا چه حد در آشنایی جامعه کتابخوان با پدیدآورندگان و ترویج کتابخوانی مؤثر خواهد بود را به شما واگذار می کنم، ولی آنچه که مسلم است، ناشر ایرانی پس از نشر اثر، عملاً هیچ نوع پل ارتباطی بین خواننده و پدیدآورنده باقی نمی گذارد.